حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
495
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
حدود روم و سرحد شام را به دو نفر از سرداران خويش واگذاشت و فارس و بغداد را بسونجاقنويان سپرد و سونجاقنويان از طرف خود عطاملك جوينى را بحكومت بغداد باقى گذاشت . وزارت اباقا خان مثل دورهء اخير سلطنت هولاگو نصيب خواجه شمس الدّين محمّد صاحبديوان جوينى گرديد و او در تبريز و پسرش خواجه بهاء الدّين محمّد در اصفهان و قسمت عمدهء عراق عجم بتدبير كار مملكت مشغول شدند . خراسان به دو نفر از امراى محلّى و كرمان بتركان خاتون و فارس بملكه ابش خاتون و هرات و غرجستان بملك شمس الدّين كرت واگذار گرديد ، لرستان و يزد را اتابكان اين دو ناحيه و الجزيره را هم امراى ايّوبى از طرف خان مغول اداره ميكردند . علاء الدّين عطاملك جوينى در تمام مدت سلطنت اباقا خان ( 663 - 680 ) اسما از جانب سونجاق حاكم بغداد و كليّهء عراق عرب بود ولى در حقيقت در اين شغل استقلال تام داشت و او در اين دوره تمام سعى خود را صرف آبادى عراق عرب و تعمير خرابيهاى عهد مغول كرد ، قرى و قصبات جديد بسيار ساخت ، نهرها براى زراعت جارى كرد و اراضى باير را بمزارع خرّم مبدّل ساخت و بقدرى در اين كار پيشرفت كرد كه گويند بغداد در عهد او از زمان خلفا نيز آبادتر گرديد . صاحبديوان شمس الدين محمّد جوينى و برادرش عطاملك اسباب رونق كار دولت اباقا خان بودند . صاحبديوان بجمعآورى عايدات كلّ ممالك اباقا و ادارهء امور و راندن سياست اشتغال داشت و هيچكس جز پادشاه بر او تفوّق نداشت و در نتيجهء اين قدرت و حسن اداره در عهد او ايران ترقّى و اعتبار بسيار حاصل كرد و صاحبديوان را اسم و رسم و ثروت بسيار حاصل شد و شعرا و اهل علم و ادب محامد صفات و ذكر خير او را در ستون دواوين و دفاتر بنظم و نثر مخلّد كردهاند . اباقا شهر تبريز را بپايتختى اختيار نمود ، زمستانها را در ارّان و بغداد و كنار جغاتو و تابستانها را در آلاتاغ و سياهكوه ميگذراند و تبريز از عهد سلطنت او و وزارت صاحبديوان شمس الدّين ببعد رو بترقّى فراوان گذاشت بخصوص كه اين شهر